بر اساس گزارشهای اخیر از سوی چندین آژانس بازاریابی دیجیتال، کمپینهای تبلیغاتی در پلتفرم ChatGPT برخلاف ادعاهای شرکت OpenAI مبنی بر بهبود ابزارهای تست و هدفگیری مخاطبان، نتوانستهاند عملکرد مورد انتظار را ارائه دهند. بسیاری از متخصصان تبلیغات دیجیتال گزارش دادهاند که با وجود صرف بودجه در این پلتفرم نوظهور، نرخ تبدیل (Conversion Rate) بسیار پایینی را تجربه کردهاند و در برخی موارد، این نرخ عملاً صفر بوده است. علاوه بر این، ناهماهنگیهای شدیدی میان دادههای گزارششده توسط OpenAI و ابزارهای تحلیل شخص ثالث مانند گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) مشاهده شده که اعتماد بازاریابان را به این سیستم تبلیغاتی نوپا کاهش داده است.
تجربه Choice OMG؛ هزینههای واقعی با خریداران فرضی
پیتر جفری (Peter Jaffray)، مدیرعامل و مسئول حریم خصوصی در آژانس بازاریابی دیجیتال کانادایی Choice OMG که در شهر ادمونتون مستقر است، در گفتگو با رسانه MediaPost اعلام کرد که یک کمپین کوچک تبلیغاتی را برای هدفگیری مخاطبان در استانهای انتاریو و آلبرتا اجرا کرده است. با این حال، این کمپین هیچ خریدار علاقهمندی جذب نکرد و تعداد خریداران نهایی دقیقاً صفر بود؛ هرچند که تبلیغات ارزانقیمت و کاربران واقعی بودند.
جفری توضیح داد که تبلیغات در حال حاضر تنها به کاربران نسخه رایگان ChatGPT نمایش داده میشود. او برای اجرای سه کمپین تبلیغاتی مبلغ ۴۱۵ دلار سرمایهگذاری کرد. وی انتظار داشت که از این تبلیغات دوهفتهای حدود ۴,۰۰۰ بازدید هدفمند (Impressions) دریافت کند، اما در نهایت نزدیک به ۹,۰۰۰ بازدید ثبت شد.
او در این باره گفت: «من بازدیدهای بسیار بیشتری از حد انتظار دریافت کردم، اما نرخ کلیک (CTR) به شدت پایین و در حدود ۰.۶ درصد بود. در حالی که اگر این کمپین را با تبلیغات جستجو (Search Ads) و نه تبلیغات نمایشی (Display Ads) مقایسه کنم، معمولاً نرخ کلیک ۲ درصدی به دست میآوردم.»
جفری در طول این کمپین ۶۰ کلیک دریافت کرد و هزینه هر کلیک (CPC) را حدود ۷ دلار برآورد کرد. او معتقد است که این کلیکها از سوی افراد واقعی انجام شده، اما هیچکدام از تبلیغات به صورت هدفمند توزیع نشده بودند. کاربرانی که روی تبلیغات کلیک کرده بودند، پس از ورود به وبسایت هیچ تعاملی با محتوا برقرار نکردند. جفری افزود: «آدرسهای IP واقعی بودند، اما به نظر میرسید هیچیک از کاربران آنقدر علاقه ندارند که خریدی انجام دهند.»
کمپین جفری در ماه ژوئن اجرا شد. او معتقد است که در آن زمان، توانایی هدفگیری OpenAI هنوز به مرحلهای نرسیده بود که بتواند کاربرانی را که پتانسیل تبدیل شدن از بیننده به خریدار دارند، به درستی هدف قرار دهد. او اشاره کرد: «زمانی که ما کمپین را اجرا کردیم، این پلتفرم بیشتر شبیه به یک کانال نمایشی عمل میکرد تا یک کانال تعاملی.»
بررسیها نشان میدهد که OpenAI تا اوت ۲۰۲۶ ارائه گزینههای هدفگیری جغرافیایی (Geotargeting) و مخاطبان سفارشی (Custom Audience) را در پلتفرم خود آغاز نکرده بود. در این تاریخ بود که شرکت مادر ChatGPT ابزارهای بهینهسازی نرخ تبدیل، رابط برنامهنویسی کاربردی پیکسل OpenAI (OpenAI Pixel Conversions API) و ابزارهای سنجش شخص ثالث را معرفی کرد.
اختلاف آماری فاحش میان OpenAI و گوگل آنالیتیکس
نیکلاس ورتی (Nicholas Verity)، مدیرعامل آژانس جذب مشتریان B2B به نام Cleverly، اخیراً تبلیغات ChatGPT را آزمایش کرده اما مجبور شده است به سرعت کمپین خود را متوقف کند. ورتی نیز همانند جفری، نرخ کلیک نسبتاً مناسبی دریافت کرد اما نرخ تبدیل او صفر بود.
ورتی همین کمپین را روی پلتفرمهای دیگر نیز اجرا کرد و متوجه شد که نرخ کلیک در ChatGPT بسیار پایینتر از نتایجی است که همان کمپینها در گوگل و متا (Meta) ثبت کردهاند. علاوه بر این، تفاوت فاحشی در آمارهای گزارششده وجود داشت؛ OpenAI گزارش داد که ۵۷ کلیک روی تبلیغات انجام شده است، اما گوگل آنالیتیکس با استفاده از کدهای ردیابی UTM (Urchin Tracking Modules) کمتر از ۲۰ بازدید را از این کمپین ثبت کرد.
ورتی در پستی در شبکه اجتماعی لینکدین نوشت: «ارقام گزارششده با واقعیت همخوانی نداشتند. اگر دادههای خود پلتفرم با واقعیت مطابقت ندارد، یا معیارهای سنجش غیرقابل اعتماد هستند یا سیستم کلیکهای تکراری یک کاربر را دو بار محاسبه میکند. در چنین شرایطی، ما نمیتوانیم صرف بودجه بیشتر برای آزمایش این پلتفرم را توجیه کنیم.»
با این حال، ورتی معتقد است که OpenAI به دلیل برخورداری از حجم بالای جستجو و نیت کاربران (Search Intent)، پتانسیل این را دارد که در بلندمدت به یک کانال تبلیغاتی عظیم تبدیل شود. او نوشت: «انتظار دارم پلتفرم و ابزارهای سنجش آنها طی ۶ ماه آینده بهبود چشمگیری داشته باشند.»
تردید آژانسها در استفاده از تبلیغات هوش مصنوعی به عنوان کانال اصلی
دیدگاههای ورتی با استقبال و تایید سایر فعالان این حوزه در لینکدین مواجه شد. دانیل جانسون (Daniel Johnson)، بنیانگذار مجموعه We Scale Startups، در کامنتی نوشت که تجربه مشابهی را هنگام آزمایش تبلیغات ChatGPT برای چند مشتری خود داشته است. جانسون توضیح داد: «تعداد کلیکها هیچوقت با دادههای گوگل آنالیتیکس همخوانی نداشت و این تفاوت همیشه در یک جهت نبود. تا زمانی که سیستم گزارشدهی خود پلتفرم قابل اعتماد نباشد، من هرگونه هزینه در آن را به عنوان بودجه تحقیقاتی در نظر میگیرم، نه کانالی که بتوان آن را توسعه داد.»
رایان ادواردز (Ryan Edwards)، یکی از بنیانگذاران آژانس استراتژی سئو و جستجوی هوش مصنوعی Camino5، مشکلات مطرحشده توسط ورتی را یک چالش رایج دانست. ادواردز در بخش نظرات پست لینکدین ورتی اشاره کرد که درباره کمپین دیگری شنیده است که در آن حدود ۱,۰۰۰ دلار برای تست تبلیغات ChatGPT هزینه شده بود؛ این کمپین کلیکهای متعددی دریافت کرد، اما هیچ دادهای از این کلیکها در گوگل آنالیتیکس ثبت نشد.
