تری یانگ (Terry Young)، بنیانگذار شرکت مشاوره فرهنگی Sparks & Honey که حدود دو سال پیش توسط هلدینگ Omnicom تعطیل شد، پس از دورهای فعالیت مخفیانه، از پروژه جدید خود با نام «علوم امکانپذیری» (Possibility Sciences) رونمایی کرد. این ابتکار عمل با هدف دموکراتیکسازی پروژههای بلندپروازانه (moonshots) و بازسازی زیرساختهای نوآوری طراحی شده است. یانگ که پیش از این با سازماندهی علمی عناصر فرهنگی تواناییهای خود را اثبات کرده بود، اکنون به سراغ حوزه گستردهتری رفته است: علمِ خودِ امکانپذیری.
فرار از چرخه تکرار و تمرکز بر نوآوریهای تحولآفرین
یانگ در گفتوگو با رسانه Media 3.0 توضیح داد که این رویکرد جدید، یک نظم علمی و روشی نوین برای اندیشیدن به نوآوری، تحول و تحقیق و توسعه (R&D) است تا سازمانها را از تفکر تدریجی و گامبهگام خارج کند. او معتقد است بازار نوآوری امروز دچار تناقضی ذاتی به نام «شکاف امکانپذیری» (possibility gap) شده است که هسته اصلی فلسفه علوم امکانپذیری را تشکیل میدهد.
به باور یانگ، بسیاری از کسبوکارها و حتی آژانسهای تبلیغاتی در یک «چرخه تکرار بیحاصل» (hamster wheel) گرفتار شدهاند که در آن «کلیک» به معبودی کوتاهمدت تبدیل شده است؛ در حالی که زیبایی اصلی این صنعت در گذشته، خلق ایدههای جسورانه و تحولآفرین بود. کتاب جدید او با عنوان «علوم امکانپذیری» به عنوان یک راهنمای عملی برای شرکتها عمل میکند تا بتوانند ساختار خود را حول نوآوریهای بزرگ بازآفرینی کنند؛ نوآوریهایی که به جای رشد تدریجی، رشد نمایی (exponential growth) ایجاد کرده و صنایع و کل جامعه را متحول میسازند.
ساختار چندبعدی علوم امکانپذیری: از انستیتو تا بخش تجاری
این پروژه صرفاً یک مانیفست نظری نیست، بلکه به عنوان یک اصل سازماندهنده برای یک فعالیت چندرشتهای جدید طراحی شده است. این ساختار شامل یک «اکوسیستم»، یک بخش مالکیت معنوی متنباز به نام «Possibility Commons» و یک انستیتوی غیرانتفاعی (تحت بند 501c3 قوانین مالیاتی آمریکا) برای ایجاد جامعهای از همفکران موسوم به «امکانپذیران» (Possibilians) است.
در بخش تجاری و انتفاعی، تیم یانگ در حال مذاکره با هشت شریک استراتژیک است که مایل به تعهد به این رویکرد تحول نمایی هستند. این تیم در حال حاضر گفتگوهای فعالی را با دو سازمان در هر یک از چهار حوزه اجتماعی کلیدی پیش میبرد. اگرچه یانگ همکاری با آژانسهای تبلیغاتی یا پلتفرمهای رسانهای را رد نمیکند، اما تاکید دارد که شرکای ایدهآل باید سازمانهای بزرگی باشند که به تحول رادیکال متعهدند؛ امری که مستلزم پذیرش و حمایت در بالاترین سطوح مدیریتی سازمان است.
مفهوم انباشتپذیری و چالشهای تصمیمگیری در سازمانها
یانگ با اشاره به پروژه سفر به ماه میگوید: «ده سال طول کشید تا ما به ماه برسیم.» یکی از مفاهیم کلیدی در علوم امکانپذیری، «انباشتپذیری» (stackability) است؛ یعنی درک نوآوری نمایی به عنوان مجموعهای از لایههای انباشتهشده که به مرور زمان اثر یکدیگر را تشدید و مضاعف میکنند. او معتقد است سیستم فعلی نوآوری و تحقیق و توسعه اگرچه کاملاً خراب نیست، اما خروجی آن تنها به بهبودهای کوچک و تدریجی محدود میشود.
«ما با وجود تمام توانمندیهای تکنولوژیک و انسانی که در اختیار داریم، باید این پتانسیل را به سمت مسائل پیچیدهتر و بزرگتری هدایت کنیم که واقعاً برای جهان ما اهمیت دارند.»
یانگ میگوید چالش اصلی کمبود ایده یا راهکار نیست، بلکه مانع اصلی تبدیل این راهکارها به واقعیت است؛ چرا که ایدههای بزرگ در نهایت در پیچوخمهای اداری، تاییدیه بخش حقوقی و محافظهکاری مدیران مالی که تنها به سود سه ماهه بعدی فکر میکنند، کوچک و بیاثر میشوند.
اخلاق، پیامدهای ناخواسته و نقش هوش مصنوعی
یکی از پایههای اصلی این دیسیپلین جدید، توجه به چارچوبهای اخلاقی و پیامدهای ناخواسته فناوریها است. یانگ معتقد است اگر پیش از عرضه بسیاری از نوآوریها به جهان، به پیامدهای ناخواسته و مسائل اخلاقی آنها فکر میشد، شاید تصمیمات دیگری گرفته میشد. او با اشاره به شبکههای اجتماعی میگوید پیامدهای این پلتفرمها دههها پس از پیدایش آنها آشکار شد و اکنون جهان در مواجهه با هوش مصنوعی (AI) در موقعیت مشابهی قرار دارد و باید همین سوالات اخلاقی را بپرسد.
علوم امکانپذیری قصد دارد از فناوریهایی مانند هوش مصنوعی و «هوش ترکیبی» (hybrid intelligence) برای شبیهسازی نتایج بلندمدت و پیامدهای احتمالی تصمیمات استفاده کند تا سازمانها بتوانند با دید بازتری دست به انتخاب بزنند. یانگ در نهایت تاکید میکند که همه چیز با یک بیداری آغاز میشود؛ بیداری نسبت به این مسئله که ما در تله نوآوری گرفتار شدهایم و این تله ما را در همان چرخه تکرار بیحاصل نگه داشته است.
