خریداران تبلیغات در تلویزیون متصل (CTV) به دنبال شفافیت بیشتری درباره محل دقیق نمایش آگهی‌های خود هستند. بر اساس گزارش جدید دفتر تبلیغات تعاملی (IAB)، حدود ۴۳ درصد از خریداران CTV اعلام کرده‌اند که اعتماد چندانی به موجودی تبلیغاتی (inventory) خریداری‌شده ندارند یا اصلاً به آن اعتماد ندارند. در حالی که بازار به سمت شفافیت بیشتر در سطح برنامه حرکت می‌کند، گزارش‌دهی و بهینه‌سازی در سطح برنامه به بخش‌های مهمی از گفتگوهای این صنعت تبدیل شده‌اند. با این حال، بررسی‌های انجام‌شده با بزرگ‌ترین ناشران و صرافی‌های تبلیغاتی نشان می‌دهد که تفاوت آشکاری میان دسترسی به گزارش‌های دقیق‌تر و توانایی بهینه‌سازی فعال رسانه‌ها در برابر برنامه‌های فردی در مقیاس بزرگ وجود دارد. صنعت در بخش اول پیشرفت کرده است، اما بخش دوم همچنان بسیار پیچیده باقی مانده است.

چالش کیفیت داده‌ها و محدودیت‌های فنی ناشران

یکی از نخستین چالش‌ها در مسیر بهینه‌سازی در سطح برنامه، کیفیت داده‌های زیرساختی است. داده‌های خام بیداستریم (bidstream) ممکن است حاوی سیگنال‌هایی در سطح محتوا باشند، اما این سیگنال‌ها اغلب ناقص و ناسازگار هستند. این مسئله زمانی آشکارتر می‌شود که بخش عمده‌ای از عناوین محتوا به عنوان «ناشناخته» ظاهر می‌شوند. در این میان، گزارش‌های مبتنی بر فراداده‌های تاییدشده و دارای مجوز، مانند داده‌های شرکت گریس‌نوت (Gracenote)، استاندارد قابل‌اعتمادتری برای درک محل دقیق نمایش آگهی‌ها ارائه می‌دهند. با این حال، بهبود گزارش‌دهی لزوماً به معنای دسترسی به قابلیت بهینه‌سازی آماده و تجاری نیست. صرافی‌های بزرگ تبلیغاتی در حال حاضر بهینه‌سازی در سطح برنامه را به عنوان یک محصول استاندارد و مقیاس‌پذیر ارائه نمی‌دهند و این فناوری هنوز در مراحل اولیه توسعه قرار دارد.

این شکاف زمانی آشکارتر می‌شود که با خود ناشران گفتگو می‌کنیم. به عنوان مثال، یکی از پنج پلتفرم بزرگ استریمینگ به شرکت تاتاری (Tatari) اعلام کرده است که ادغام فعلی پلتفرم سمت عرضه (SSP) آن دارای محدودیت‌هایی است که مانع از دریافت گزارش در سطح برنامه می‌شود. ناشر ممتاز دیگری تایید کرد که داده‌های سطح برنامه را به طور گسترده به اشتراک نمی‌گذارد. ناشر سوم نیز اذعان داشت که اگرچه گزارش‌دهی در سطح برنامه (معمولاً به صورت رتبه‌بندی‌های ۲۵، ۵۰ یا ۱۰۰ برنامه برتر) بدون ذکر تعداد دفعات نمایش (impression counts) در دسترس است، اما توانایی بهینه‌سازی بر اساس آن بسیار محدود و صرفاً جهت‌دهنده است. خریداران نمی‌توانند برنامه‌های فردی را به صورت برنامه‌ریزی‌شده (programmatic) هدف قرار دهند، مگر اینکه از معاملات تضمین‌شده برنامه‌ریزی‌شده (programmatic-guaranteed) یا حمایت‌های مالی (sponsorship) استفاده کنند. در این میان، بهینه‌سازی مبتنی بر بازار خصوصی (PMP) که موتور محرک خرید عملکردی در CTV است، پشتیبانی نمی‌شود و معاملات مبتنی بر ژانر یا مخاطب همچنان سقف واقع‌بینانه این بازار به شمار می‌روند.

پارادوکس حریم خصوصی: تقابل تلویزیون خطی و استریمینگ

مقایسه میان تلویزیون خطی (Linear TV) و استریمینگ در این زمینه بسیار آموزنده است. تلویزیون خطی دهه‌هاست که شفافیت کاملی در سطح برنامه ارائه می‌دهد. آگهی‌های تلویزیون خطی بر اساس گزارش‌های پخش قبل و بعد از برنامه (program logs) خریداری و اندازه‌گیری می‌شوند؛ گزارش‌هایی که دقیقاً نشان می‌دهند چه چیزی پخش شده و چه تعداد بیننده آن را تماشا کرده‌اند. از آنجا که این گزارش‌های مبتنی بر ثبت وقایع به هویت افراد متصل نیستند و نمی‌توان آن‌ها را به خانوارهای خاصی مرتبط کرد، اشتراک‌گذاری آن‌ها هیچ‌گونه چالش حریم خصوصی ایجاد نمی‌کند. تبلیغ‌دهندگان دقیقاً می‌دانند آگهی‌هایشان در چه برنامه‌هایی پخش شده است.

در مقابل، مدل استریمینگ این الگو را معکوس کرده است. تلویزیون متصل (CTV) اطلاعات بسیار بیشتری درباره هویت بینندگان، اغلب تا سطح خانوار و دستگاه، در اختیار دارد. اما همین غنای داده‌ها است که قانون حفاظت از حریم خصوصی ویدیویی (VPPA) را فعال می‌کند. هنگامی که داده‌های تماشای برنامه در سطح خرد با شناسه‌های خانوار یا آدرس‌های IP در یک تراکنش تبلیغاتی ترکیب می‌شوند، ریسک نقض قانون VPPA کاملاً جدی می‌شود. به همین دلیل است که پلتفرم‌های استریمینگ ممتاز به سمت رویکردهای زمینه‌ای (contextual) و مبتنی بر شناسه محتوا (content-ID) حرکت کرده‌اند. یک رویکرد سازگار با قوانین، تطبیق شناسه‌های محتوای ناشناس با فراداده‌های برنامه بدون افشای عادات تماشای خانوارهای فردی است. این روش می‌تواند اطلاعات ارزشمندی در سطح برنامه به تبلیغ‌دهندگان ارائه دهد، اما سیگنال حاصل از آن بیشتر برای گزارش‌دهی کلی مناسب است تا بهینه‌سازی در سطح شناسه کاربر (ID-level).

واقعیت‌های بازار و مسیر پیش‌رو

نتیجه این است که برای تبلیغ‌دهندگانی که امروز به دنبال اطلاعات قابل‌اعتماد در سطح برنامه هستند، تلویزیون خطی همچنان شفاف‌ترین گزینه موجود است. گزارش‌دهی کلی در سطح برنامه پس از پایان کمپین در حال تبدیل شدن به یک استاندارد است و این امر برای تبلیغ‌دهندگان بسیار مفید است. اما گزارش دادن درباره محل نمایش یک آگهی، با بهینه‌سازی پویای یک کمپین در سطح برنامه‌های فردی به صورت زنده، تفاوت بنیادی دارد.

تطبیق شناسه‌های محتوا با فراداده‌ها به صورت آفلاین یا در حین اجرای کمپین و سپس هدایت بودجه به سمت برنامه‌هایی که عملکرد تاریخی بهتری داشته‌اند، می‌تواند تصمیم‌گیری را بهبود بخشد. با این حال، این فرآیند را نباید با توانایی خرید مستمر، هدف‌گیری و بهینه‌سازی برنامه‌ریزی‌شده در سطح برنامه‌های فردی به صورت بلادرنگ اشتباه گرفت. برای تبلیغ‌دهندگانی که قابلیت‌های سطح برنامه را ارزیابی می‌کنند، سوالات کلیدی این نیست که «آیا می‌توانم ببینم آگهی‌هایم در چه برنامه‌هایی پخش شده‌اند؟»، بلکه باید بپرسند: «این داده‌ها چقدر کامل هستند؟ با چه سرعتی در دسترس قرار می‌گیرند؟ آیا می‌توانم بر اساس آن‌ها معامله کنم؟ و در چه مقیاسی؟»

بهینه‌سازی مقیاس‌پذیر و سازگار با قوانین در سطح برنامه هدفی ارزشمند است که چندین شرکت فناوری تبلیغاتی (ad tech) در سراسر این اکوسیستم برای دستیابی به آن تلاش می‌کنند. اما بازار هنوز باید شکاف معنادار میان شفافیت در سطح برنامه و بهینه‌سازی واقعی در این سطح را پر کند. تا زمان بلوغ کامل زیرساخت‌ها، کیفیت داده‌ها و چارچوب‌های حریم خصوصی، گزارش‌دهی در سطح برنامه می‌تواند سیگنال‌های ارزشمندی برای برنامه‌ریزی کمپین و تحلیل عملکرد ارائه دهد، اما خریداران باید مرز دقیق میان پایان گزارش‌دهی و آغاز بهینه‌سازی را به خوبی درک کنند.