بر اساس آخرین نظرسنجی سالانه وبلاگ‌نویسی توسط موسسه Orbit Media، اثربخشی و موفقیت بازاریابی محتوایی به پایین‌ترین سطح خود در ۱۲ سال گذشته سقوط کرده است. این افت شدید در شرایطی رخ می‌دهد که میزان پذیرش ابزارهای هوش مصنوعی (AI) در میان بازاریابان به بیش از ۹۲ درصد رسیده است.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که تنها ۱۴ درصد از بازاریابان فعال در حوزه محتوا، عملکرد وبلاگ‌های خود را همراه با «نتایج قوی» ارزیابی کرده‌اند. این رقم، ۶ درصد کمتر از رکورد حداقلی پیشین در طول ۱۲ سال گذشته و نزدیک به نصف آمار ۲۶ درصدی گزارش‌شده در سال ۲۰۲۲ است. تحلیل این گزارش نشان می‌دهد که این روند نزولی ناشی از به‌کارگیری خود هوش مصنوعی نیست، بلکه به دلیل کنار گذاشتن تاکتیک‌های سنتی و اثبات‌شده‌ای است که به طور تاریخی با نتایج قوی‌تر همبستگی داشته‌اند.

دلایل افول بازاریابی محتوایی و حذف تاکتیک‌های کلیدی

بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که شیوه‌های اثبات‌شده بازاریابی محتوایی که بیشترین ارتباط را با کسب نتایج قوی دارند، طی سال گذشته به شدت کاهش یافته‌اند. این تاکتیک‌های کلیدی شامل همکاری با اینفلوئنسرها و متخصصان، انجام پژوهش‌های اصیل و دست‌اول (Original Research)، تحقیق کلمات کلیدی (Keyword Research)، ترویج پولی محتوا (Paid Content Promotion)، ویراستاری رسمی توسط نیروی انسانی و استفاده مستمر از ابزارهای تحلیل داده (Analytics) هستند.

آن هندلی (Ann Handley)، مدیر ارشد محتوا در موسسه MarketingProfs، یافته‌های این گزارش را یک «زنگ خطر» برای فعالان این صنعت توصیف کرده است. او در این زمینه اشاره کرد که بازاریابان باید در انتخاب اینکه کدام تلاش‌ها و فرآیندها را از چرخه کاری خود حذف و کدام‌یک را حفظ می‌کنند، بسیار دقیق‌تر و سنجیده‌تر عمل کنند.

هوش مصنوعی؛ افزایش سرعت تولید بدون تضمین موفقیت

یافته‌های گزارش سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که میزان پذیرش هوش مصنوعی در میان بازاریابان محتوایی به ۹۲.۴ درصد رسیده است. با این حال، تحلیل داده‌ها هیچ‌گونه ارتباط معناداری میان استفاده از هوش مصنوعی و کسب نتایج قوی‌تر نشان نمی‌دهد. اگرچه هوش مصنوعی نتوانسته است کیفیت یا اثربخشی خروجی‌ها را تضمین کند، اما به طور ملموسی زمان تولید محتوا را کاهش داده است.

بر اساس محاسبات Orbit Media، میانگین زمان مورد نیاز برای نوشتن یک پست وبلاگ در حال حاضر به ۳ ساعت و ۲۰ دقیقه کاهش یافته است، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۲ بیش از ۴ ساعت بود. این کاهش زمان به این معنی است که یک بازاریاب معمولی سالانه حدود ۵۰ ساعت در زمان نوشتن خود صرفه‌جویی می‌کند؛ هرچند که هم‌زمان با این صرفه‌جویی در زمان، عملکرد کلی محتوای تولیدشده همچنان در حال کاهش است.

بازتعریف شاخص‌های عملکرد و اهمیت همکاری با متخصصان

این گزارش همچنین این ایده را که سئو (SEO) در عصر هوش مصنوعی اهمیت خود را از دست داده است، به چالش می‌کشد. بازاریابانی که به طور منظم تحقیق کلمات کلیدی انجام می‌دهند، همچنان احتمال بیشتری برای گزارش نتایج قوی دارند؛ هرچند تعداد کل پاسخ‌دهندگانی که پیش از انتشار محتوا اقدام به تحقیق کلمات کلیدی می‌کنند، کاهش یافته است.

از سوی دیگر، همکاری با اینفلوئنسرها و کارشناسان صنعت، قوی‌ترین رابطه را با موفقیت بازاریابی محتوایی نشان داده است. بازاریابانی که به طور مستمر با متخصصان همکاری می‌کنند، ۲.۶ برابر بیشتر از شاخص مبنا (Benchmark) شانس گزارش نتایج قوی داشته‌اند. با این حال، میزان استفاده از این روش کارآمد از ۲۵ درصد در سال ۲۰۱۷ به تنها ۷ درصد در سال جاری کاهش یافته است.

علاوه بر این، با تغییر روش‌های جستجو و کشف اطلاعات توسط کاربران به دلیل حضور هوش مصنوعی، ترافیک وب‌سایت به شاخص کم‌اهمیت‌تری برای ارزیابی عملکرد تبدیل شده است. در مقابل، بازاریابانی که تمرکز خود را بر سنجش لیدهای واجد شرایط (Qualified Leads)، قراردادها و درآمد حاصله قرار داده‌اند، موفقیت‌های بزرگ‌تری را گزارش کرده‌اند.

درباره روش‌شناسی این پژوهش

موسسه Orbit Media برای تدوین گزارش آماری وبلاگ‌نویسی سال ۲۰۲۶ خود، نظرات ۱,۰۴۲ بازاریاب محتوایی را مورد بررسی قرار داده است. این نظرسنجی به بررسی دقیق رفتارهای وبلاگ‌نویسی، میزان پذیرش هوش مصنوعی و ارزیابی خوداظهاری بازاریابان از عملکرد محتوایشان پرداخته است. نکته قابل توجه در این میان آن است که هیچ‌یک از شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی اعلام نکرده‌اند که از تمامی هشت استراتژی کلیدی که Orbit Media آن‌ها را با قوی‌ترین برنامه‌های محتوایی مرتبط می‌داند، به طور هم‌زمان استفاده می‌کنند.