بحث درباره نحوه سنجش میزان دیدهشدن برندها در موتورهای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی، با اظهارنظر اخیر راس هاجنس (Ross Hudgens)، مدیرعامل آژانس Siege Media، وارد مرحله جدیدی شده است. هاجنس در یک پست لینکدین استدلال کرد که سهم بازار پلتفرم Perplexity در حال کاهش است و گنجاندن آن در کنار غولهایی مانند ChatGPT، Gemini، Claude و ابزارهای جستجوی هوش مصنوعی گوگل، تصویر نادرستی از میزان واقعی دیدهشدن برندها به بازاریابان ارائه میدهد. او به صراحت اعلام کرد: «همه باید از همین امروز Perplexity را از ابزارهای ردیابی مدلهای بزرگ زبانی (LLM trackers) خود حذف کنند.» با این حال، تحلیلگران باسابقه حوزه سئو معتقدند اگرچه هاجنس سوال درستی را مطرح کرده، اما لزوماً پاسخ او دقیق نیست و حذف کامل این پلتفرم میتواند بازاریابان را از ردیابی تغییرات آینده بازار محروم کند.
کاهش سهم بازار Perplexity و واقعیتهای آماری
دادههای آماری نشان میدهند که استدلال هاجنس درباره کاهش سهم بازار Perplexity تا حد زیادی با واقعیت همخوانی دارد. بر اساس گزارش StatCounter درباره سهم ارجاع چتباتهای هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶، تغییرات چشمگیری رخ داده است. در ژوئن ۲۰۲۶، پلتفرم Perplexity با سهم ارجاع ۷.۹۱ درصدی، تقریباً شانه به شانه Gemini با سهم ۷.۹۴ درصد حرکت میکرد. اما تا ماه اوت، سهم Perplexity به ۴.۳۱ درصد کاهش یافت، در حالی که Gemini سهم خود را به ۱۰.۹ درصد رساند.
همچنین دادههای شرکت Similarweb در می ۲۰۲۶ نشان میدهد که در میان هفت دستیار هوش مصنوعی برتر، ChatGPT با ۵۳.۹ درصد از بازدیدهای وب جهانی در صدر قرار دارد. پس از آن Gemini با ۲۷.۹ درصد، Claude با ۹.۲ درصد، DeepSeek با ۴.۱ درصد و Grok با ۲.۴ درصد در رتبههای بعدی هستند؛ در حالی که سهم Perplexity و Copilot هر کدام تنها ۱.۳ درصد بوده است. در چنین شرایطی، اگر یک ابزار ردیابی سئو به Perplexity وزنی برابر با ChatGPT بدهد، یک نوسان کوچک در Perplexity میتواند کل امتیاز میانگین برند را به شکل گمراهکنندهای تغییر دهد. با این حال، سهم بازار کوچک لزوماً به معنای بیاهمیت بودن استراتژیک یک پلتفرم نیست.
شکلگیری الیگوپولی سه قدرتی در بازار هوش مصنوعی
بزرگترین تحول سال ۲۰۲۶، محو شدن Perplexity نیست، بلکه ظهور یک رقیب جدی دوم برای پیشتاز بازار است. گزارش Similarweb نشان میدهد سهم ChatGPT از ترافیک وب چتباتهای هوش مصنوعی از ۷۶.۴ درصد در سال گذشته به حدود ۵۲.۷ درصد در می ۲۰۲۶ کاهش یافته است. در همین بازه زمانی، Gemini از حدود ۹ درصد به ۲۷.۳ درصد و Claude از ۱.۶ درصد به ۸.۹ درصد رشد کردهاند. این توزیع مجدد توجه کاربران به معنای سقوط ChatGPT نیست؛ چرا که OpenAI در فوریه اعلام کرد بیش از ۹۰۰ میلیون کاربر فعال هفتگی دارد و در پایان ژوئیه این رقم برای تمامی محصولاتش از مرز یک میلیارد کاربر فعال گذشت. گوگل نیز در اوت ۲۰۲۶ گزارش داد که تعداد کاربران ماهانه اپلیکیشن Gemini از یک میلیارد نفر عبور کرده است.
در این میان، Claude جایگاه بسیار قدرتمندی در فرآیندهای سازمانی و توسعهدهندگان کسب کرده است. شرکت Anthropic در آوریل اعلام کرد که بیش از ۱۰۰ هزار مشتری از Claude روی پلتفرم Amazon Bedrock استفاده میکنند. در اوت نیز این شرکت به سرمایهگذاران خود اعلام کرد که درآمد سالانه آن از مرز ۶۵ میلیارد دلار گذشته و پذیرش سازمانی آن همچنان رو به رشد است. این سه پلتفرم مدلهای تجاری متفاوتی دارند؛ Gemini از شبکه توزیع گسترده گوگل در جستجو، اندروید و اکوسیستم نرمافزاری بهره میبرد، در حالی که Claude تمرکز خود را بر محیطهای کاری حرفهای و سازمانی گذاشته است.
لایه جستجوی هوش مصنوعی گوگل و مایکروسافت
یکی از چالشهای ردیابی دیدهشدن در هوش مصنوعی، نحوه برخورد با ابزارهایی مانند Google AI Overviews و AI Mode است. گوگل در ژوئن گزارش داد که AI Overviews ماهانه به بیش از ۲.۵ میلیارد کاربر خدمات ارائه میدهد و تعداد کاربران ماهانه AI Mode نیز از یک میلیارد نفر فراتر رفته است. همچنین پرسوجوها در AI Mode از زمان راهاندازی، هر فصل بیش از دو برابر شده است. دادههای Similarweb که توسط TechCrunch منتشر شده نشان میدهد که AI Overviews تا می ۲۰۲۶ در ۴۳ درصد از جستجوهای گوگل در ایالات متحده ظاهر شده است، در حالی که این رقم در سال قبل تنها ۱۵ درصد بود. بازدیدهای AI Mode نیز از ۱۲۶ میلیون در ژوئن ۲۰۲۵ به ۲۷۹ میلیون در می ۲۰۲۶ رسیده است. این ارقام نشان میدهند که ابزارهای جستجوی هوش مصنوعی گوگل را نمیتوان یک پلتفرم حاشیهای دانست؛ بلکه آنها لایهای از هوش مصنوعی درون بزرگترین اکوسیستم جستجوی جهان هستند. از سوی دیگر، Microsoft Copilot نیز با ۱۵۰ میلیون کاربر فعال ماهانه در بخش خدمات مستقیم و دسترسی ۹۰۰ میلیون کاربر به ویژگیهای هوش مصنوعی آن در محصولات مایکروسافت، بازیگر مهم دیگری در این عرصه است.
مدل پیشنهادی سه سطحی برای ردیابی دقیق
به جای حذف کامل پلتفرمهایی مانند Perplexity، کارشناسان پیشنهاد میکنند که بازاریابان از یک مدل اندازهگیری سه سطحی استفاده کنند:
- سطح اول (پلتفرمهای جریان اصلی): شامل ChatGPT و Gemini که باید به صورت مجزا ردیابی شوند. پلتفرم Claude نیز برای کسبوکارهای B2B و مخاطبان حرفهای باید در این سطح قرار گیرد. برای مثال، شرکت PwC اعلام کرده است که ابزارهای Claude Code و Cowork را برای نیروی کار جهانی خود مستقر کرده و ۳۰ هزار متخصص را در این زمینه آموزش میدهد. شرکت TCS نیز برنامهای برای در دسترس قرار دادن Claude برای ۵۰ هزار کارمند خود در ۵۶ کشور دارد و Cognizant همکاری خود را با Claude گسترش داده و بیش از ۳۰ هزار همکار آموزشدیده در این زمینه دارد. همچنین بیش از ۱۰۰۰ مشتری سازمانی Anthropic تا آوریل ۲۰۲۶ سالانه بیش از یک میلیون دلار هزینه کردهاند.
- سطح دوم (هوش مصنوعی ادغامشده در اکوسیستمها): شامل Google AI Overviews و AI Mode و همچنین Microsoft Copilot برای سازمانهایی که با اکوسیستم Microsoft 365 سروکار دارند. هدف در این سطح، سنجش چگونگی تغییر مسیر جستجوی کاربر توسط هوش مصنوعی است.
- سطح سوم (پلتفرمهای نوظهور و تخصصی): شامل Perplexity، Grok و DeepSeek. این پلتفرمها نباید حذف شوند، بلکه باید وزن کمتری در محاسبات کلی داشته باشند و برای شناسایی ارجاعات غیرمنتظره و سیگنالهای رشد مانیتور شوند.
اشتباه بزرگ در سال ۲۰۰۲ این نبود که موتورهای جستجوی زیادی ردیابی میشدند، بلکه این بود که فرض شد رهبران آن روز بازار، همیشه رهبر باقی خواهند ماند. در آن زمان گوگل به این دلیل نادیده گرفته شد که هنوز جزو پنج موتور جستجوی برتر مورد توافق همگان نبود. دو دهه بعد، این درس همچنان معتبر است: رهبران بازار را ردیابی کنید، به آنها بر اساس واقعیت وزن بدهید، اما هرگز نظارت بر پلتفرمهای کوچکتر در حال رشد را متوقف نکنید.