هر دو شرکت بزرگ Booking و Expedia این امکان و فرصت عالی را دارند که توسعه هوش مصنوعیِ مواجه با مصرفکننده (consumer-facing AI) را از زوایای متعددی از جمله چتباتها، عاملهای تخصصی و استارتاپها مورد توجه قرار دهند. رویکردهای این دو غول صنعت سفر اگرچه همپوشانیهایی با یکدیگر دارد، اما تفاوتهای ساختاری و آشکاری نیز میان آنها دیده میشود که عملاً یک آزمایش طبیعی و زنده را در صنعت گردشگری به نمایش گذاشته است. در حالی که هلدینگ Booking Holdings با اتکا بر سبد متنوعی از پنج ابتکار عمل مختلف پیش میرود، رقیب آن یعنی Expedia پس از توقف یکی از پروژههای اصلی خود، به سمت یک معماری یکپارچه مبتنی بر عاملهای هوشمند تخصصی تغییر مسیر داده است.
پرتفوی پنجگانه هلدینگ Booking و ابزارهای جدید برنامهریزی سفر
بر اساس اظهارات مدیران ارشد Booking Holdings در کنفرانسهای سرمایهگذاری هفته گذشته، این شرکت استراتژی خود را در حوزه هوش مصنوعی بر پایه پنج ابتکار عمل اصلی بنا کرده است که شامل ابزارهای برنامهریزی سفر در برندهای مختلف و دو استارتاپ داخلی میشود. سه برند زیرمجموعه این هلدینگ یعنی Priceline، Agoda و Booking.com به طور همزمان در حال توسعه ابزارهای برنامهریزی سفر هستند.
در این میان، دستیار هوشمند Penny متعلق به برند Priceline که اخیراً به یک سیستم زیرساختی مبتنی بر عامل (underlying agentic system) ارتقا یافته، تا کنون برجستهترین دستاورد این هلدینگ بوده و مدیران شرکت در تماسهای مربوط به گزارش سودآوری (earnings calls) و ارائههای مالی خود به دفعات از آن تمجید کردهاند. Glenn Fogel، مدیرعامل Booking، که در کنفرانس جهانی Citi 2026 Global TMT سخن میگفت، اعلام کرد که این ابزار بازخوردهای بسیار مثبتی دریافت کرده است. او در این باره گفت: «ما قطعاً در حال ثبت ارقام خوبی در شاخص رضایت مشتریان (CSAT) هستیم. ما در زمینه تعامل کاربر و نرخ تبدیل بالاتر (conversion) وضعیت خوبی داریم.» البته Fogel اشاره کرد که این نتایج بر اساس یک نمونه آماری بسیار کوچک به دست آمده است.
علاوه بر این، Ewout Steenbergen، مدیر مالی هلدینگ Booking، در کنفرانس Goldman Sachs اعلام کرد که برند Agoda نیز در آینده نزدیک ابزار مشابهی را برای برنامهریزی سفر راهاندازی خواهد کرد. از سوی دیگر، برند Booking.com رویکرد متفاوتی را اتخاذ کرده و تمرکز خود را بر بخشهای بالایی قیف فروش (funnel) قرار داده تا از ایجاد هرگونه اختلال در فرآیند خرید که پیش از این بهینهسازی شده است، جلوگیری کند.
دو بازوی دیگر این استراتژی پنجگانه شامل استارتاپهای داخلی و مستقل هستند. نخستین مورد، پلتفرم Lola.com است که توسط Steve Hafner و Paul English، همبنیانگذاران Kayak مدیریت میشود. پروژه دوم نیز یک استارتاپ بدون نام در ساحل غربی ایالات متحده است که به دستور Glenn Fogel، به عنوان یک پروژه کاملاً نوپا و مستقل (greenfield startup) فعالیت میکند.
تغییر استراتژی Expedia و تمرکز بر عاملهای تخصصی
در نقطه مقابل، شرکت Expedia مسیر کاملاً متفاوتی را برگزیده است. این شرکت پس از آنکه به این نتیجه رسید که مدلهای همهجانبه و سرتاسری (end-to-end) کارایی عملیاتی لازم را ندارند، چتبات جامع خود به نام Romie را متوقف کرد. Expedia اکنون استراتژی خود را به سمت یک «معماری چندعاملی یکپارچه» (multi-agentic architecture) متشکل از عاملهای هوش مصنوعی تخصصی تغییر داده است.
این رویکرد جدید با خرید استارتاپ برلینی Layla در ماه ژوئن تقویت شده است؛ استارتاپی که به طور ویژه در زمینه برنامهریزی سفر فعالیت میکند و اکنون به عنوان بخشی از زیرساخت جدید Expedia برای ارائه خدمات تخصصی به کار گرفته میشود.
توصیه به سرمایهگذاران و شرکای تجاری
تفاوت آشکار میان این دو رویکرد استراتژیک، تصمیمگیری را برای فعالان بازار و شرکای پلتفرمها حساستر کرده است. کارشناسان به تخصیصدهندگان سرمایه در صنعت گردشگری و شرکای تجاری توصیه میکنند که پیش از متعهد کردن سرمایههای خود به هر یک از این دو مدل، نتایج و معیارهای عملکردی هر دو شرکت را در دو تا سه دوره گزارشدهی مالی آینده به دقت رصد کنند تا مشخص شود کدام الگو بازدهی و پایداری بیشتری در بازار خواهد داشت.
