امروزه استفاده از هوش مصنوعی در بخشهایی از بازاریابی برندها به امری فرضی و تقریباً بدیهی تبدیل شده است. با این حال، شرکتها باید در این مسیر با احتیاط فراوان قدم بردارند؛ چرا که در غیر این صورت ممکن است با اتهام تولید «محتوای بیکیفیت هوش مصنوعی» (AI slop) از سوی مصرفکنندگان مواجه شوند. به همین دلیل، تعداد فزایندهای از شرکتها در حال تدوین دستورالعملها و کتابچههای راهنما (Playbooks) برای مشخص کردن نحوه مواجهه با این ابزارها در کمپینهای تبلیغاتی خود هستند تا مرزهای استفاده از فناوری را شفاف کنند.
رویکردهای متفاوت برندها در مواجهه با هوش مصنوعی
در بازار امروز، رویکرد برندها به هوش مصنوعی مولد بسیار متنوع و گاه متناقض است. برخی شرکتها مانند کوکاکولا (Coca-Cola)، با وجود مواجهه با انتقادها و بازخوردهای منفی اولیه، استفاده از تبلیغات تولیدشده توسط هوش مصنوعی را دوچندان کرده و بر توسعه آن پافشاری میکنند. در نقطه مقابل این طیف، برند REI قرار دارد که پس از واکنشهای منفی مصرفکنندگان، یک تبلیغ تولیدشده توسط هوش مصنوعی را از پلتفرم فیسبوک (Facebook) حذف کرد. مدیران REI اعلام کردند که استفاده از هوش مصنوعی با ماموریت پایداری (Sustainability) این شرکت همخوانی و سازگاری ندارد.
استراتژی Boll & Branch و مدیریت کریستن دایکو
برند Boll & Branch که به تولید کالای خواب ممتاز، لوازم حمام و ملزومات خانه شهرت دارد و محصولات خود را عمدتاً از طریق وبسایت مستقیم به مصرفکننده (DTC) و فروشگاههای فیزیکی خود به فروش میرساند، رویکردی تدریجی را برای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در پیش گرفته است. این برند به آرامی در حال ادغام ابزارهای هوش مصنوعی برای تولید تصاویر و متنهای کمپینهای تبلیغاتی در کانالهای بازاریابی خود بوده است.
کریستن دایکو (Kristen Deyco)، مدیر ارشد خلاقیت در Boll & Branch، فردی است که رهبری تلاشهای این برند را برای استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در بازاریابی بر عهده دارد. او به تازگی در پادکست «مدرن ریتیل» (Modern Retail Podcast) به تشریح جزئیات این کتابچه راهنما پرداخته است. این گفتگو نگاهی به پشت صحنه رویکرد یک برند فعال در حوزه کالای خواب لوکس به استفاده از هوش مصنوعی مولد در طرحهای خلاقانه بازاریابی ارائه میدهد.
ستونهای اصلی کتابچه راهنمای هوش مصنوعی
کتابچه راهنمای Boll & Branch بر چند ستون اصلی استوار است که مرزهای استفاده از هوش مصنوعی را مشخص میکند. یکی از جنبههای کلیدی این استراتژی، تعیین دقیق موضع شرکت در قبال این پرسش است که در چه زمانهایی استفاده از طرحهای خلاقانه تولیدشده توسط هوش مصنوعی منطقی به نظر میرسد و در چه زمانهایی استفاده از آن توجیهی ندارد. این برند تلاش دارد تا با تعریف دقیق بایدها و نبایدهای استفاده از این ابزارها، سرعت فرآیندهای خلاقانه خود را افزایش دهد، در حالی که کیفیت و اصالت محصولات ممتاز خود را حفظ میکند.
