والنتینا چوبانو (Valentina Ciobanu)، مدیر ارشد بازاریابی (CMO) سابق شرکت جنرال میلز (General Mills)، سالها با پیشنهادهای شغلی متعددی از سوی برندهای بزرگ مواجه بود و تقریباً هر ماه از سوی شکارچیان استعداد برای موقعیتهای بزرگتر با حقوقهای بالاتر ترغیب میشد. با این حال، پس از تغییر ساختار سازمانی در جنرال میلز و حذف لایه مدیریت منطقهای در اروپا، استرالیا و شمال آسیا از ماه سپتامبر، چوبانو از این شرکت جدا شد. اکنون، این مدیر ارشد باسابقه با واقعیتی تلخ در بازار کار مواجه شده است: تلفن او دیگر زنگ نمیخورد. وضعیت چوبانو نمونهای بارز از بحران خاموشی است که گریبانگیر مدیران ارشد بازاریابی در سراسر جهان شده است؛ پدیدهای که نشان میدهد حتی برجستهترین استعدادهای این حوزه نیز برای یافتن جایگاه بعدی خود با چالشهای بیسابقهای روبهرو هستند.
بحران پنهان در بازار کار مدیران ارشد بازاریابی
چوبانو با بیش از بیست سال سابقه کار در حوزه بازاریابی، فعالیت خود را از شرکت سانوفی (Sanofi) آغاز کرد، سپس به یونیلیور (Unilever) رفت و در نهایت به غول صنایع غذایی جنرال میلز پیوست. او تجربه کار در چهار کشور مختلف را دارد و از مهارت دوگانهای بهره میبرد که کمتر بازاریابی به آن تسلط دارد: احیای برندهای میراثی و سنتی، و ایجاد مسیرهای رشد کاملاً جدید از پایه. با این حال، تخصص بالای او مانع از مواجهه با بازار کار راکد فعلی نشده است.
بر اساس گزارشهای دریافتی از پلتفرم لینکدین (LinkedIn)، تعداد متقاضیان برای هر موقعیت شغلی خالی در ایالات متحده از بهار سال ۲۰۲۲ دو برابر شده است. این آمار نشاندهنده صف طولانی از مدیران شایسته و گرانقیمتی است که بدون هیچ تقصیری و صرفاً به دلیل تعدیل ساختاری شرکتها از کار برکنار شدهاند و اکنون برای تعداد بسیار محدودی از فرصتهای شغلی با یکدیگر رقابت میکنند. این بیکاری در سطوح بالا معمولاً نامرئی باقی میماند، زیرا مدیران ارشد بهندرت درباره آن در شبکههای اجتماعی مطلب مینویسند و اغلب وضعیت خود را تحت عناوینی چون «تأسیس شرکت مشاوره شخصی» یا «وقفه کاری شایسته» توصیف میکنند.
کاهش شدید تقاضا برای جایگاه مدیر ارشد بازاریابی
دو نیروی عمده در حال خشک کردن منابع شغلی در این سطح هستند. نخست، کاهش کلی موقعیتهای شغلی بازاریابی است. بر اساس گزارش شغلی سال ۲۰۲۶ انجمن بازاریابی آمریکا (AMA)، میزان اشتغال در بخش بازاریابی ایالات متحده همچنان حدود ۲۷ درصد پایینتر از دوران پیش از همهگیری کرونا است. این فرسایش در سطوح عالی مدیریتی به مراتب شدیدتر گزارش شده است.
تحلیل شرکت فارستر (Forrester) در سال ۲۰۲۵ از شرکتهای فهرست فورچون ۵۰۰ (Fortune 500) نشان میدهد که تنها ۴۹ درصد از ارشدترین بازاریابان در این شرکتها عنوان رسمی «مدیر ارشد بازاریابی» (CMO) را در اختیار دارند، در حالی که این رقم در سال قبل از آن ۵۵ درصد بود. همچنین، آخرین تحلیل فارستر حاکی از آن است که تنها ۵۲ درصد از شرکتهای فورچون ۵۰۰ دارای یک مدیر بازاریابی در تیم اجرایی خود هستند یا مدیری دارند که مستقیماً به مدیرعامل (CEO) گزارش میدهد؛ رقمی که نسبت به سال گذشته (۵۸ درصد) کاهش یافته است. این آمارها نشان میدهند موقعیتهایی که افرادی مانند چوبانو برای آنها واجد شرایط هستند، نهتنها به کندی پر میشوند، بلکه اساساً در حال حذف شدن از ساختار سازمانی هستند.
پدیده «ماندگاری بزرگ» و هراس از تغییر
عامل دوم در رکود بازار کار، عدم تمایل مدیران فعلی به ترک پستهایشان است که به پدیده «ماندگاری بزرگ» (The Great Stay) معروف شده است. نرخ استعفای داوطلبانه در ایالات متحده به ۲ درصد کاهش یافته که نزدیک به پایینترین حد خود در یک دهه گذشته است. پلتفرم پرداخت و حقوق و مزایای پِیو (Pave) گزارش میدهد که نرخ جابهجایی کارکنان اکنون در سطوح مدیریتی و اجرایی با بیشترین سرعت در حال کاهش است. مدیران ارشد ترجیح میدهند در جای خود بمانند تا ریسک انتقال به شرکتی جدید و احتمال عدم موفقیت در دوره آزمایشی را به جان نخرند. این محافظهکاری باعث شده چرخه خالی شدن صندلیهای مدیریتی عملاً متوقف شود.
یکی از دلایل اصلی این چسبندگی شغلی و بازنگری در ساختارهای سازمانی، ظهور هوش مصنوعی (AI) است. اگرچه مدلهای زبانی نمیتوانند کار یک مدیر ارشد بازاریابی را به طور کامل انجام دهند، اما هوش مصنوعی به مدیران عامل این بهانه را داده است تا چارت سازمانی خود را بازنویسی کنند. انجمن بازاریابی آمریکا (AMA) اعلام کرد که سهم آگهیهای شغلی بازاریابی که به هوش مصنوعی اشاره دارند در سال ۲۰۲۵ دو برابر شده است، در حالی که نقشهای متمرکز بر اجرا کاهش یافتهاند. با کوچک شدن بدنه تیمهای بازاریابی، نیاز به رهبران متعدد نیز از بین میرود و وظایف بازاریابی اغلب در بخشهای دیگر مانند رشد (Growth) یا تجاری (Commercial) ادغام میشوند.
آینده پیش روی والنتینا چوبانو
چوبانو از ماه ژانویه پس از اتمام دوران مرخصی با حقوق (Gardening Leave)، آماده به کار خواهد بود. او به دنبال موقعیتهای مدیر ارشد بازاریابی در حوزه B2C است و ترجیح میدهد در لندن مستقر باشد، هرچند برای فرصت شغلی مناسب آماده جابهجایی جغرافیایی نیز هست. او قصد دارد به طور گسترده به شبکهسازی بپردازد، چرا که در بازاری بدون درهای باز، تنها راه ورود از طریق افرادی است که میتوانند قفلها را باز کنند.
مارک ریتسون (Mark Ritson)، استاد سابق بازاریابی، مشاور پیشین و نویسنده این گزارش، اشاره میکند که چوبانو برای مشورت با او تماس گرفته بود. ریتسون که دوره آموزشی MiniMBA را مدیریت میکند، معتقد است بازاریابی با بحران دانش روبهرو است و وضعیت فعلی بازار کار مدیران ارشد، بازتابی از تغییرات عمیق ساختاری در این صنعت است.
